معنی غاصب
7 بازدید
[ صِ ] (ع ص) نعت فاعلی از غصب. بستم ستاننده. به ستم گیرنده. غصب کننده. گیرندهٔ ملک دیگری به زور: اگر خشم نیافریدی هیچ کس روی ننهادی سوی... عیال و مال خود از غاصبان دور گردانیدن. (تاریخ بیهقی). پس خضر کشتی برای آن شکست تا که آن کشتی ز غاصب بازرست. مولوی (مثنوی).
کلمات همقافیه با «غاصب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صب» برای سرودن شعر