معنی غاص
4 بازدید
[ غاص ص ] (ع ص) صفت مشبهه از غص. ممتلی. پر. انباشته. آکنده. مجلس غاص باهله، مجلسی پر مردمان. منزل غاص بالقوم؛ جای پر از قوم. (منتهی الارب). || آنکه به گلویش چیز درماند. (آنندراج).(ص) مرد مفلس. (ملحقات فرهنگ اسدی چ طهران ص ۲۲۷).
کلمات همقافیه با «غاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر