معنی غازغان
6 بازدید
(ترکی، اِ) دیگ بزرگ مسی که گوسفندداران صحرانشین و مردم ده برای جوشاندن شیر و دوغ از آن استفاده کنند و در شهرها برای پختن آش و آبگوشت و کله پاچه در دکانهای عمومی بکار برند. مرجل. (منتهی الارب). و رجوع به غزغن شود.
کلمات همقافیه با «غازغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر