معنی غازغاز
8 بازدید
(ص) از هم شکافته و بازشده. (برهان) (آنندراج): روی نشویی نکنی یک نماز کافری ای... زنت غازغاز. تاج بهار جامی (از آنندراج) (انجمن آرای ناصری) (صحاح الفرس). بپاره های خرد بریده. ترک ترک. شکاف شکاف : صعوه در ظل همای عدل و داد پهلوان مر عقاب ظلم را پر بردراند غازغاز. سوزنی.
کلمات همقافیه با «غازغاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر