معنی غازانی اعلی

معنی غازانی اعلی

6 بازدید
[ اَ لا ] (اِخ) (نهر...) نهری از شعب فرات بنام نهر غازانی اعلی. مؤلف تاریخ غازانی در حکایت دوازدهم در عمارت دوستی پادشاه اسلام... در صص ۲۰۲ - ۲۰۳ گوید: و به هر شهر و ولایت عمارت می فرماید و کهریزها بیرون می آورد و جاری می گرداند و از آن جمله آنچه معظم تر است و در آن خیری تمام نهری به غایت بزرگ است که در ولایت حله جاری فرموده و نامش نهر غازانی اعلی نهاده و آن آب را به مشهد مقدس امیرالمؤمنین حسین علیه السلام برده و تمامت صحراهای دشت کربلا که بیابان بی آب بود و در مشهد جهت خوردن آب شیرین نه، زلال فرات روانه گردانید چنانچه این زمان تمامت حوالی مشهد مزروع است و باغات و بساتین را بنیاد نهاده اند و کشتیها که از بغداد و دیگر شهرها بر کنار فرات و دجله اند به مشهد می تواند رفت و قرب صد هزار تغار حاصل آن است و حبوبات و انواع خضر در آن بهتر از در تمامت اعمال بغداد می آید و سادات که مقیم مشهداند بدان واسطه عظیم مرفه الحال شده اند... و رجوع به تاریخ غازانی چ انگلستان ص ۱۴۴ شود.

کلمات هم‌قافیه با «غازانی اعلی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید