معنی غازانی
6 بازدید
(اِخ) (اعمال...) فرات شهرت تمام دارد... و در ملک سواد که اکنون اعمال غازانی می خوانند از او نهرهای بسیار برمیدارند... (نزهة القلوب چ هلند مقالهٔ ۳ ص ۲۰۹ و ۲۱۰). رجوع به غازان اعلی و غازان سفلی شود.(ص نسبی) (تریاق...) معجونی مرکب که به دستور غازان ساخته شده بود: و از ادویهٔ مفرده آن چه پیش هر طایفه به تریاقیت مجرب و معروف بود بیست وچهار داروی مفرد که هر یک علی حده تریاق مطلق بود اضافت تریاق فاروق کرد و آن تریاق را تجربه فرمود و بغایت نافع آمد و نام آن تریاق غازانی شد. (تاریخ غازانی چ انگلستان ص ۱۷۳).(اِخ) (کوشک...) نام محلی قرب تبریز که امیر تیمور گورکان در سفری به تبریز در آن جا توقف کرد. مؤلف حبیب السیر آرد: و از آنجا ماهچهٔ رایت گیتی فروز پرتو وصول بر اوجان انداخته کوشک غازانی از فر نزول صاحبقرانی غیرت افزای بروج آسمانی شد و چون چند روز در آن مقام به عیش و نشاط اوقات بگذرانید خرم و مسرور به تبریز رفته در دولتخانه فرود آمد... (حبیب السیر چ خیام طهران ج ۳ ص ۵۰۱).
کلمات همقافیه با «غازانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر