معنی غاتفری

معنی غاتفری

6 بازدید
[ فَ ] (ص نسبی) منسوب به رأس قنطرهٔ غاتفر که محله ای است در سمرقند. رجوع به غاتفر قسمت منقول از سمعانی شود: سرای و باغ تو آراسته به سرو بلند چه سرو کاشغری و چه سرو غاتفری. عنصری (از شعوری و فرهنگ خطی). پری ندارد رنگ شکفتهٔ گل سرخ پری ندارد بالای سرو غاتفری. ازرقی (از جهانگیری و شعوری و آنندراج). حسین غاتفری رخت برد سوی جحیم امید منقطع از رحمت خدای رحیم.سوزنی. خدش به شمس باختری بر فسوس کرد قدش به سرو غاتفری بر مفاخره.سوزنی. - ترب غاتفری؛ ترب یا تربچهٔ سرخ : بی تو همه حریفان بی ترب و ترّه اند تو همچو ترب غاتفری زینت تره.سوزنی.

کلمات هم‌قافیه با «غاتفری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید