معنی عیینة
7 بازدید
[ عُ یَ یْ نَ ] (ع اِ مصغر) تصغیر عین است. یعنی چشم خرد. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). رجوع به عَین شود.[ عُ یَ یْ نَ ] (اِخ) ابن عبدالرحمان. محدث. رجوع به ابومالک (عیینة...) شود.[ عُ یَ یْ نَ ] (اِخ) ابن عبدالرحمان مهلبی، مکنی به ابوالمنهال. لغوی و محدث و شاگرد خلیل بن احمد بود. او معلم و مؤدِّب امیر ابوالعباس عبداللََّه بن طاهربن حسین بشمار میرفت و با وی به نیشابور آمد و در همانجا درگذشت. احادیثی از وی نقل کرده اند. او راست کتابی در نوادر و کتابی در شعر. (از معجم الادباء چ مصر ج ۱۶ ص ۱۶۵). عیینة. [ عُ یَ یْ نَ ] (اِخ) ابن منال، مکنی به ابوالمنهال. از روات لغت. رجوع به ابوالمنهال (عیینة...) شود.
کلمات همقافیه با «عیینة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر