معنی عیناء

معنی عیناء

4 بازدید
[ عَ ] (ع ص) مؤنث أعین. ج، عین. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به اَعْیَن شود. || زن فراخ چشم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): امرأة عیناء؛ زن فراخ و زیبا چشم. (از اقرب الموارد). || سبز. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): أرض عیناء؛ زمین سبز. (از اقرب الموارد). || مشک آمادهٔ پاره شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مشک و قربه ای که آمادهٔ شکافتن باشد. (از اقرب الموارد). || قافیهٔ نافذ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): قافیة عیناء؛ قافیهٔ نافذ، یعنی قافیه که نَفاذ در آن باشد. (از اقرب الموارد). رجوع به نفاذ شود. || (اِ) گاو مادهٔ وحشی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || (اِخ) چاهی است. (منتهی الارب) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «عیناء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید