معنی عینا
6 بازدید
[ عَ ] (ع ص) تلفظی است از «عیناء». زنی فراخ چشم. (دهار): و حورا و عینای فرادیس اعلی را از خطر تلبیس ایشان مطلقهٔ ثلاث گردانیده. (سندبادنامه ص ۹۴). رجوع به عیناء شود. || (اِ) عینان، که در حال اضافه نون آن حذف شده باشد. دو چشم. - عیناالعود؛ دو چشم عود. دو سوراخی است که بر صورت عود است. (یادداشت مرحوم دهخدا).[ عَ نَنْ ] (از ع، ق) درست ماننده. (فرهنگ فارسی معین). راست. درست. شخصاً. نفساً. بعینه. بنفسه. و رجوع به عینه و بعنیه و عین شود.
کلمات همقافیه با «عینا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر