معنی عیلت
6 بازدید
[ عَ لَ ] (ع اِمص) عیلة. درویشی و فاقه. رجوع به عَیلة شود: عبدالملک از غصهٔ آن حیلت و محنت این عیلت بی سامان شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۷۸).
کلمات همقافیه با «عیلت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لت» برای سرودن شعر