معنی عیلة
6 بازدید
[ عَ لَ ] (ع مص) نیازمند و درویش گشتن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). فقیر و محتاج شدن. (از اقرب الموارد). عَیل. عُیول. مَعیل. رجوع به عیل و عیول و معیل شود.[ عَ لَ ] (ع اِمص) درویشی و فاقه. (از منتهی الارب). اسم است از مصدر عَیل. (از اقرب الموارد). درویشی. (دهار) (غیاث). درویشی و فقر و فاقه. (ناظم الاطباء). گویند: طال عیلتی ایاک؛ یعنی دراز شد احتیاج من به تو. (منتهی الارب). رجوع به عیلت شود: {/B وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اَللََّهُ مِنْ فَضْلِهِ . ۱۵-۲۳۹:۲۸/}(قرآن ۹/۲۸). || (اِ) بمعنی عَیِّل است. (از اقرب الموارد). رجوع به عیّل شود.[ عَ یَ لَ ] (ع ص، اِ) جِ عائل. (از ناظم الاطباء). رجوع به عائل شود.
کلمات همقافیه با «عیلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر