معنی عیط

معنی عیط

6 بازدید
[ عَ ] (ع مص) دراز گردیدن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). گویند: عاطت العنق؛ یعنی گردن دراز شد. (از اقرب الموارد). || باردار نگردیدن ناقه سالها، بی نازایندگی، و کذا عاطت المرأة. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). عیاط. عَوط. رجوع به عیاط و عوط شود.
[ عَ یَ ] (ع مص) درازگردن بودن. عَیِطَ الرجل؛ گردن آن مرد دراز بود. (از اقرب الموارد). درازگردن گردیدن. (از ناظم الاطباء). || (اِمص) درازی گردن. (منتهی الارب).
(ع ص، اِ) جِ أعیط. (ناظم الاطباء). رجوع به اعیط شود. || جِ عَیطاء. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به عیطاء شود. || جِ عائط. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به عائط شود. || شتر برگزیده و جوان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شتران برگزیده و جوان. (آنندراج) (از اقرب الموارد). نیک از شتران و جوانان آنها مابین «حقة» تا «رباعیة». (از اقرب الموارد).
[ طِ ] (ع صوت) آواز جوانان چابک و سبک، چون همدیگر را آواز کنند. یا کلمه ای است که وقت مستی و بازی و چیرگی بدان بانگ کنند و خروشند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و آن مبنی بر کسر می باشد. (از اقرب الموارد).
[ عُ یْ یَ ] (ع ص، اِ) جِ عائط. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به عائط شود.

کلمات هم‌قافیه با «عیط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید