معنی واژه عیساء
6 بازدید
[ عَ ] (ع ص) مؤنث أعیس. ماده شتر سپید سرخ موی. (ناظم الاطباء). ج، عیس. رجوع به عیس [ عی ] شود. || (اِ) ملخ ماده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِخ) نام زنی است. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).