معنی عیثرة
6 بازدید
[ عَ ثَ رَ ] (ع مص) روان دیدن مرغ را، پس زجر کردن آنرا. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). دیدن شخص مرغ را در حال پرواز کردن، پس زجر کردن آنرا. || معاینه کردن و تشخیص دادن چیزی را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عیثرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر