معنی عیثر
7 بازدید
[ عَ ثَ ] (ع اِ) عیثر الشی ء؛ ذات چیزی و کالبد آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد از لسان). || نشان خفی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اثر مخفی: مالقیت لهم أثرا و لا عیثرا؛ از آنها نه اثری و نه نشان مخفیی دیدم. (از اقرب الموارد). عَثیر. رجوع به عثیر شود. || گل و لای تنک. (منتهی الارب) (آنندراج). گل و لای که به اطراف پایها زیر و بالا کنند. (ناظم الاطباء). آنچه از خاک یا گل و لای هنگام راه رفتن با اطراف انگشتان پای زیرورو شود و از قدم اثری جز آن دیده نشود. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عیثر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثر» برای سرودن شعر