معنی عیانی
5 بازدید
(ص نسبی) آشکار. مقابل نهانی : چون گشت جهان را دگر احوال عیانیش زیرا که بگسترد خزان راز نهانیش. ناصرخسرو. بر عالم علویش گمان بر چو فرشته هرچند که اینجا بود این جسم عیانیش. ناصرخسرو. || جاسوس. (ناظم الاطباء). || اصلی. غیراندر. غیرناتنی. - برادر و خواهر عیانی؛ برادر و خواهر از یک پدر و مادر. (ناظم الاطباء). در مقابل برادر اعیانی (برادر رحمی). رجوع به اعیانی شود.
کلمات همقافیه با «عیانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر