معنی عیاص

معنی عیاص

7 بازدید
(ع مص) دشوار گردیدن سخن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || سخت گشتن چیزی. (آنندراج) (از اقرب الموارد). || درپیچان کردن کار بر دشمن. (از ناظم الاطباء). پیچاندن کار بر خصم و داخل کردن او در آنچه درنمی یابد. (از اقرب الموارد). || سخن دشوار و عویص آوردن. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || حجتهای دشوار برای کسی آوردن آنچنانکه خروج از آنها دشوار باشد. || غامض و پیچیده ساختن منطق و گفتار. (از اقرب الموارد). عَوَص. رجوع به عوص شود. || با همدیگر کشتی گرفتن و بر زمین زدن. (ناظم الاطباء). معاوصة. رجوع به معاوصة شود.

کلمات هم‌قافیه با «عیاص»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اص» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید