معنی عیاسة
8 بازدید
[ سَ ] (ع مص) نگاهبانی و نیکو سیاست کردن مال و شتران. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از آنندراج). || طلب کردن گرگ چیزی را در شب تا آن را بخورد. (از اقرب الموارد). عَوس. رجوع به عوس شود.
کلمات همقافیه با «عیاسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر