معنی عیازر
8 بازدید
[ عَ زِ ] (ع اِ) گیاه که دون از عضاة و فوق از دِقّ باشد. (منتهی الارب). گیاهی خردتر از عضاة و بزرگتر از دق. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || چوبها. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). عیدان. (اقرب الموارد). || باقی ماندهٔ درخت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بقایای درخت. (اقرب الموارد). واحد آن نیامده است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عَزائر. رجوع به عزائر شود.
کلمات همقافیه با «عیازر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زر» برای سرودن شعر