معنی عکلد
7 بازدید
[ عُ کَ لِ ] (ع ص) لبن عکلد؛ شیر دفزک خفته. (منتهی الارب). شیر غلیظ شده. (از اقرب الموارد). عُکالد. و رجوع به عکالد شود.
کلمات همقافیه با «عکلد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لد» برای سرودن شعر