معنی عکس پذیرفتن
7 بازدید
[ عَ پَ رُ تَ ] (مص مرکب) قبول انعکاس. (فرهنگ فارسی معین): انعکاس؛ عکس پذیرفتن. (منتهی الارب). || قبول تصویر کردن. نقش پذیرفتن. (فرهنگ فارسی معین): آب از گل رخسارهٔ او عکس پذیرفت و آتش بسر غنچه گلنار برآمد.سعدی.
کلمات همقافیه با «عکس پذیرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر