معنی عکرشة

معنی عکرشة

6 بازدید
[ عِ رِ شَ ] (ع ص، اِ) خرگوش مادهٔ پرگوشت درشت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || گنده پیر که از خود پیر نماید. (منتهی الارب). عجوز متشنجة. (اقرب الموارد).
[ عِ رِ شَ ] (اِخ) آبی است مر بنی عدی را در یمامة. (منتهی الارب) (از معجم البلدان). || دهی است به حلهٔ مزیدیة. (منتهی الارب).
[ عِ رِ شَ ] (اِخ) دختر اطرش. از زنان فصیح و بلیغ عرب در عهد معاویه بود. و او را با معاویه در دفاع از علی بن ابی طالب (ع) داستانی است. رجوع به اعلام النساء ج ۳ و بلاغات النساء و تاریخ ابن عساکر و صبح الاعشی و العقد الفرید شود.
[ عِ رِ شَ ] (اِخ) دختر عدوان. وی مادر مالک و مخلد است که پسران نضربن کنانه اند. (از منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «عکرشة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید