معنی عکردة
6 بازدید
[ عَ رَ دَ ] (ع مص) فربه شدن و توانا گردیدن. (از منتهی الارب). فربه شدن و قوی گشتن و سطبر شدن و سخت و شدید شدن بچه و شتر. (از اقرب الموارد). || برگردانیدن ناقه کسی را بسوی مألوف خود با آن پسند نداشتن آن را. (از منتهی الارب): عکردت ناقنی؛ خواستم ناقهٔ خود را به قصد راهی سوار شوم ولی او بسوی مألوفان خود بازگشت در حالی که من مایل نبودم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عکردة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر