معنی عکاش
5 بازدید
[ عُ / عُ کْ کا ] (ع اِ) تننده، یا تنندهٔ نر، یا خانهٔ آن. (منتهی الارب). عنکبوت، یا نر از عنکبوتها، و یا خانهٔ عنکبوت. (از اقرب الموارد). عکاشة. و رجوع به عکاشة شود. || علم و لواء که بر درخت پیچد و منتشر شود. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ عُ کْ کا ] (اِخ) کوهی است مقابل طمیة، و عقیده داشتند که آن زوج طمیه است، که البته از خرافات باشد. (از منتهی الارب) (از معجم البلدان).[ عُ کْ کا ] (اِخ) آبی است. (منتهی الارب). آبی است دارای نخل و قصرهایی از آن بنی نمیر، در ماورای حظیان در شریف. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عکاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر