معنی عویل
7 بازدید
[ عَ ] (ع اِمص) بلندآوازی در گریه و فریاد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عَول. عولة. رجوع به عول و عولة شود: راست پنداری همی بینم که بازآئی ز مصر درفکنده در سرای ملحدان ویل و عویل. فرخی. نوحه کنان و موی کنان به زفیر و عویل و ناله می گفتند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «عویل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر