معنی عوفی

معنی عوفی

8 بازدید
[ عَ فی ی ] (ع ص) نیازشده و داده شده. (ناظم الاطباء).
[ عَ ] (ص نسبی) منسوب است به عبدالرحمان بن عوف زهری که فرزندان او «عوفیون» خوانده میشدند. || منسوب به عوف بن سعدبن ظرب. ابوسلیمان یحیی بن یعمر قاضی عوفی، بدین نسبت شهرت دارد و قاضی مرو بوده است. || منسوب به عوف بن سعدبن ذبیان است که بطن بزرگی را تشکیل میدادند. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
[ عَ ] (اِخ) ابراهیم بن ابی بکربن اسماعیل دنابی عوفی، از نسل عبدالرحمان بن عوف بود. وی حسابدان و عالم به فرائض بشمار میرفت. اصل او از دمشق و مولدش بسال ۱۰۳۰ هـ . ق. در قاهره بود و بسال ۱۰۹۴ درگذشت. او را رسایل بسیاری در فرائض و حساب و مناسک حج میباشد. (از الاعلام زرکلی از خلاصةالاثر).
[ عَ ] (اِخ) عطیةبن سعدبن جنادهٔ عوفی جدلی قیسی کوفی، مکنی به ابوالحسن. از محدثان و شیعیان کوفه بود و چون حاضر به سب علی (ع) نشد به امر حجاج چهارصد تازیانه به او زدند و موی سر و رویش را تراشیدند. سپس او به فارس رفت و اندکی بعد به کوفه بازگشت و بسال ۱۱۱ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی از تهذیب التهذیب و ذیل المذیل).
[ عَ ] (اِخ) قاسم بن ثابت. رجوع به قاسم عوفی شود.
[ عَ ] (اِخ) محمدبن محمدبن علی بن عطیهٔ عوفی اسکندری عاتکی، مکنی به ابوعلی و ملقب به شمس الدین. وی از نسل عبدالرحمان بن عوف بود. از فقیهان شافعی و متصوف بشمار میرفت. بسال ۸۱۸ هـ . ق. در اسکندریه متولد شد و به مکه و یمن و هند مسافرت کرد و به مصر بازگشت، سپس در یکی از نواحی دمشق سکونت نمود و بسال ۹۰۶ در آنجا درگذشت. او راست: ۱ - ابتغاءالقربة باللباس و الصحبة. ۲ -الحجة الراجحة فی سلوک المحجة الواضحة. ۳ - کشف البیان عن صفات الحیوان. و نیز دیوانی در هشت جزء دارد. (از الاعلام زرکلی از شذرات الذهب و الکواکب السائرة).
[ عَ ] (اِخ) محمدبن محمد زیتونی عوفی، ملقب به بدرالدین. از شافعیان مصر بود و بسال ۸۳۱ هـ . ق. متولد شد. وی در قضا و خطبه و زجل مهارت داشت و بسال ۹۲۴ درگذشت. او را ارجوزه ای است در فقه، و شرح آن. (از الاعلام زرکلی).
[ عَ ] (اِخ) محمدبن محمد عوفی بخاری، ملقب به سدیدالدین یا نورالدین. از دانشمندان و نویسندگان مشهور ایران در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری است. وی از اعقاب عبدالرحمان بن عوف از صحابهٔ رسول بود و بهمین سبب خاندان او به عوفی شهرت داشت. ولادتش در بخارا در اواسط نیمهٔ دوم قرن ششم هجری اتفاق افتاد و تحصیلات او در همان شهر صورت گرفت و آنگاه به بسیاری از بلاد ماوراءالنهر و خراسان و سیستان سفر کرد و به دیدار فضلای مشهور آن بلاد توفیق یافت. عوفی تا اواخر دورهٔ قدرت سلطان محمد خوارزمشاه در خراسان و ماوراءالنهر به سر میبرد و در ضمن ملاقات با رجال به جمع آوری اطلاعات ذیقیمت خود که در کتابهای خویش ثبت کرده است مشغول بود. و در اوان حملهٔ مغول از ماوراءالنهر و خراسان گریخته به بلاد سند رفت. عوفی در مدت توقف یا سیاحت در خراسان و ماوراءالنهر بخدمت امرا و علما تقرب حاصل کرد و مدتی از ملازمان دربار قلج طمغاج خان ابراهیم و پسرش قلج ارسلان خاقان نصرةالدین عثمان بن ابراهیم گشت. بعد از فرار به سند خدمت ناصرالدین قباجه (متوفی بسال ۶۲۵ هـ . ق.) از ممالیک غوریه را اختیار کرد و در همین مدت کتاب لباب الالباب را بنام وزیر او عین الملک فخرالدین حسین بن شرف الملک تصنیف کرد، و نیز بفرمان همین پادشاه شروع بتألیف جوامع الحکایات نمود و پس از غرق شدن ناصرالدین قباجه بسال ۶۲۵ عوفی بخدمت شمس الدین التتمش درآمد و علی الخصوص بخدمت وزیر او نظام الملک قوام الدین محمدبن ابی سعد الجنیدی اختصاص و در دهلی اقامت یافت و کتاب «جوامع الحکایات و لوامع الروایات» را که در عهد ناصرالدین قباجه شروع نموده بود در حدود سال ۶۳۰ بنام این وزیر تمام کرد، و بعد ازین تاریخ از زندگی او اطلاعی در دست نیست. برای اطلاع بیشتر به شرح احوال عوفی رجوع به مآخذ ذیل شود: تاریخ ادبیات در ایران تألیف صفا ج ۲ ص ۱۰۲۶، مقدمهٔ محمد قزوینی بر ج ۱ از کتاب لباب الالباب چ لیدن، مقدمهٔ معین بر جوامع الحکایات چ تهران.

کلمات هم‌قافیه با «عوفی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید