معنی عوساء
7 بازدید
[ عَ ] (ع ص) مؤنث أعوس. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). زنی که در وقت خنده کنج دهن وی درآید. (ناظم الاطباء). دارندهٔ عَوَس. (از اقرب الموارد). ج، عوس. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به اعوس و عَوَس شود.[ عَ ] (اِخ) موضعی است در مدینه. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عوساء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر