معنی عوران
7 بازدید
(ع ص، اِ) رکیة عوران؛ چاه شکستهٔ ریخته، مذکر و مؤنث و واحد و جمع در آن یکسان است. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جِ أعوَر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به اعور شود. - عوران الکلام؛ سخنانی که گوش آنها را رد کند و دور سازد. واحد آن عَوراء است. (از اقرب الموارد). - عوران قیس؛ پنج تن شاعر اعور بوده اند. (از اقرب الموارد). پنج کس شاعرند: تمیم بن ابی، راعی، شماخ، ابن احمر، و حمیدبن ثور. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عوران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر