معنی عودت
7 بازدید
[ عَ دَ ] (ع مص) عودة. بازگشتن. مراجعت کردن. رجعت کردن. || (اِمص) بازگشت. برگشت : گفت گرگان محل عودت است و اینجا بودن روی ندارد، به استرآباد باید آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۶). و رجوع به عودة شود. - عودت دادن؛ رد کردن. بازگردانیدن. مسترد داشتن. مراجعت دادن.
کلمات همقافیه با «عودت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دت» برای سرودن شعر