معنی عواصم
8 بازدید
[ عَ صِ ] (ع ص، اِ) جِ عاصمة. (از اقرب الموارد). رجوع به عاصمة شود. || جِ عاصم، بمعنی مانع. (از معجم البلدان). رجوع به عاصم شود.[ عَ صِ ] (اِخ) نام قلعه ها و حصارها و ولایتی است که بر آنها احاطه دارد، و آن مابین حلب و انطاکیه قرار گرفته و قصبهٔ آن انطاکیه باشد. بیشترِ آن در کوهستان واقع است و آن در حکم پناهگاهی بود، لذا بدین نام مشهور گشت. و غالباً در سرحدات و ثغور مصیصة و طرسوس و نواحی آن را نیز جزو عواصم میدانستند. و برخی حلب را نیز از آنها دانسته اند ولی این قول صحیح بنظر نمیرسد زیرا آن از اعمال قنسرین بحساب می آمد. (از معجم البلدان). عواصم از بلاد شام، آن است که در نزدیکی مرز بلاد روم و پشت حدود واقع بود، گویی که حدود و ثغور را محافظت میکرد. (از مفاتیح العلوم خوارزمی). مجموع قلاعی بوده است مابین حلب و انطاکیه بین متصرفات مسلمین و سرحد ممالک متعلق به عیسویان، و این قلاع برای مسلمانان حکم پناهگاه را داشته است موقعی که از جهاد با عیسویان برمیگشتند. (خاندان نوبختی حاشیهٔ ص ۱۸۳). و رجوع به نخبةالدهر دمشقی ص ۱۹۲ و ۲۱۴ و آنندراج شود.
کلمات همقافیه با «عواصم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صم» برای سرودن شعر