معنی عوارق
6 بازدید
[ عَ رِ ] (ع اِ) جِ عارِقة. (اقرب الموارد). رجوع به عارقة شود. || دندانها و اضراس. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || طواحن. (ناظم الاطباء). || سنون و سالها، زیرا انسان را فنا میسازد (از مادهٔ عرق، یعنی گوشت روی استخوان را خوردن). (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عوارق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر