معنی عوارف
4 بازدید
[ عَ رِ ] (ع ص، اِ) جِ عارفة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به عارفة شود. || شناسندگان. || صابران. || احسان و نیکویی کنندگان. || خوشبوها. || مجازاً بمعنی بخششها. (آنندراج) (غیاث اللغات) (از ناظم الاطباء): آثار و ایادی و عوارف و مکارم آل سامان بر هیچکس از صنایع و بندگان ظاهر تو نیست که بر پسر سیمجور. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۸). دل خویشان را به انواع اصطناع و عوارف و ارسال هدایا و تحف صید کرد. (جهانگشای جوینی). ایادی و عوارف او در دستها و سواعد هر یک چون سوار گشت. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «عوارف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر