معنی عهنة
5 بازدید
[ عِ نَ ] (ع اِ) پاره ای از پشم. (منتهی الارب). قطعه ای از عهن. (از اقرب الموارد). واحد عهن، یعنی پاره ای از پشم. (ناظم الاطباء). || درختی است که گلش سرخ باشد. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کینه و خشم، و آن لغتی است در «احنة». (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).[ عُ نَ ] (ع اِمص) دوتا شدن شاخ درخت یا شکسته شدن آن بی آنکه جدا گردد. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). خم شدگی شاخهٔ درخت، و گویند شکستگی آن، و گویند بدون آنکه جدا شود. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عهنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر