معنی عهد گرفتن
8 بازدید
[ عَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) متعهد کردن. ضمان گرفتن. مقید کردن. گرفتن پیمان : مکن دست پیشش اگر عهد گیرد ازیرا که در آستین مار دارد.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «عهد گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر