معنی عهد کردن
8 بازدید
[ عَ کَ دَ ] (مص مرکب) ضمانت کردن و شرط نمودن. (ناظم الاطباء). شرط کردن. || وعده دادن. وعده کردن. تعاهد. معاهده کردن. پیمان بستن :
کلمات همقافیه با «عهد کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر