معنی عهده شدن
7 بازدید
[ عُ دَ / دِ شُ دَ ] (مص مرکب) ضمان کردن. ضامن شدن. متقبل شدن. به گردن گرفتن : چون عهده نمیشود کسی فردا را خوش دار دمی این دل پرسودا را.خیام.
کلمات همقافیه با «عهده شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر