معنی عهدهداری
6 بازدید
[ عُ دَ / دِ ] (حامص مرکب) به عهده داشتن و تعهد. (فرهنگ فارسی معین). تقبل. پذیرفتاری. تاوان داری. || ضمان. ضمانت.
کلمات همقافیه با «عهدهداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر