معنی عهدان
7 بازدید
[ عِ ] (ع اِ) ضمان و پذرفتاری. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ضمانت و کفالت. (از اقرب الموارد). عُهَّیدی ََ. رجوع به عهیدی شود. || عهدان الشی ء؛ وقت آن. (از اقرب الموارد از اساس). عِدّان. رجوع به عدان شود.
کلمات همقافیه با «عهدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر