معنی عنمة
6 بازدید
[ عَ نَ مَ ] (ع اِ) یکی عنم. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به عنم شود. || شکاف لب مردم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شکاف در لب انسان. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عنمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر