معنی عنفو
7 بازدید
[ عُ فُ وو ] (ع اِ) اول و خوبی هر چیزی. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عنفوان. رجوع به عنفوان شود.
کلمات همقافیه با «عنفو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فو» برای سرودن شعر