معنی عنصلاء
7 بازدید
[ عُ صَ / صُ ] (ع اِ) پیاز دشتی. رجوع به پیاز موش، اسقال و عنصل شود.[ عُ صُ ] (اِخ) جایگاهی است در شعر منذربن درهم کلبی. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عنصلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر