معنی عنزی
6 بازدید
[ عَ ] (ص نسبی) منسوب به عنزبن وائل بن قاسط. رجوع به عنز (ابن وائل...) و اللباب فی تهذیب الانساب شود.[ عَ نَ ] (ص نسبی) منسوب به عنزةبن اسدبن ربیعةبن نزاربن معدبن عدنان که حیی است از ربیعه. (از اللباب فی تهذیب الانساب). - لاأفعل کذا حتی یؤوب العنزی؛ فلان کار را انجام نمیدهم تا عنزی بازگردد، یعنی آن کار را هرگز انجام نمیدهم. و عنزی مردی بود از بنی عنزة که برای چیدن قرظ (برگ درخت سلم) رفت و بازنگشت. (از اقرب الموارد). رجوع به قارظ عنزی و قارظان شود.
کلمات همقافیه با «عنزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر