معنی عنتر
6 بازدید
[ عَ تَ / عُ تَ / عُ تُ ] (ع اِ) مگس یا خرمگس. (منتهی الارب) (آنندراج). خرمگس. (ناظم الاطباء). مگس و گویند مگس ازرق و کبودرنگ، و یک دانهٔ آن را عنترة گویند. (از اقرب الموارد). || پستانداری است از راستهٔ پریمات ها، جزو دستهٔ میمونهای دم دار، و از گروه کاتارینین ها که جدار بین دو سوراخ بینی آن نازک است. دم این حیوان هرگز گیرنده نیست. انتهای بدن وی نزدیک به نشیمنگاه دارای پینه های قرمزرنگ است. رقاصان و مطربان دوره گرد انواع مختلف این حیوان را جهت رقاصی تربیت میکنند. (از فرهنگ فارسی معین):[ عَ تَ ] (اِخ) ابن شدادبن عمروبن معاویهٔ عبسی. رجوع به عنترة (ابن شدادبن...) شود.
کلمات همقافیه با «عنتر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر