معنی عنبرپوش
5 بازدید
[ عَمْ بَ ] (ن مف مرکب) عنبرپوشیده. آلوده به عنبر. عنبرآلود: عطسه مغز نافه را خالی کند از بوی مشک آستین چون برفشاند زلف عنبرپوش او. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عنبرپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر