معنی عنبرسای
6 بازدید
[ عَمْ بَ ] (نف مرکب) آنکه عنبر میساید. رجوع به عنبر ساییدن شود: دولت سلطان بر هرکه بتابد نشگفت گر شود باد هوا بر سر او عنبرسای.فرخی. || (اِ مرکب) وسیله ای که عنبر را در آن می ساییدند: عمل بیار که رخت سرای آخرت است نه عودسوز به کار آیدت نه عنبرسای. سعدی.
کلمات همقافیه با «عنبرسای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر