معنی عنبرآمیغ
6 بازدید
[ عَمْ بَ ] (ص مرکب) آمیخته به عنبر. مخلوط به عنبر: دم مشک از مغز پرمیغ شد دل میغ از او عنبرآمیغ شد. (گرشاسب نامه ص ۳۸).
کلمات همقافیه با «عنبرآمیغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یغ» برای سرودن شعر