معنی عنان گسستن
5 بازدید
[ عِ گُ سَ سْ تَ ] (مص مرکب) از حرکت بازماندن. حرکت نتوانستن : بر سر کویت از درازی راه مرکب ناله را عنان بگسست.خاقانی. || جلوگیری نتوانستن از سرکشی. اختیار از دست سوار گرفتن. پاره شدن عنان. مقاومت اسب در برابر سوار تا آنجا که عنان که سوار کشیده دارد تا اسب بایستد، بگسلد.
کلمات همقافیه با «عنان گسستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر