معنی عنان گران کردن
7 بازدید
[ عِ گِ کَ دَ ] (مص مرکب) استادن و متوقف کردن اسب. (آنندراج). ایستادن سوار. (از غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). عنان کشیدن : پس کرد عنان گران چو مرکز فرمود سبک خطاب موجز. خاقانی (از آنندراج). || آهسته راندن. (امثال و حکم دهخدا): ز کنده به صد چاره اندرگذشت عنان را گران کرد بر سوی دشت.فردوسی. در سپه جهل بسی تاختی اکنون یکچند گران کن عنان.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «عنان گران کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر