معنی عنان فروگرفتن
6 بازدید
[ عِ فُ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) آهسته به راه رفتن. (ناظم الاطباء). بمعنی عنان بازکشیدن است یعنی آهسته رفتن. (از آنندراج). || در کارها تأمل کردن و به تأنی کار کردن. (ناظم الاطباء). بمعنی عنان بازکشیدن است یعنی کار را به تأمل کردن. (از آنندراج). || در مقام توقف برآمدن. قصد ایستادن کردن.
کلمات همقافیه با «عنان فروگرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر